خرید بک لینک
ارتمیسم وارد دبیرستان شد گل دختر من وارد دبیرستان دوره اول شد یه دختر شاد و سرحال و سرشار از انرژی دوست داشتنی و عاشق بابا حسابی به بابا وابسته است وقتی که بابا میره ماشهر مث گل پژمرده میشه و فوری میپرسه بابا کی برمیگرده آجی شکیلا چند روزیه اومده پیشش و حسابی با هم خوش میگذرونن و میرن تجریش و بازار و نگین ظفر و … خیلی زود زمان سپری شد و ارتمیس داره بزرگ میشه ، دیگه ناز می کنم و شعر براش میخونم کم حوصله میشه دوست داره جدی باهاش صحبت کنم احساس بزرگی می کنه بلا خانوم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:06

خواهری عاشق امیره

هر بلایی هم که امیر سرش بیاره میخنده. چند بار با حرکات بدی امیر انداختش که جیغ من یا صدای بابایی بلند میشد ولی خودش میخندید . خیلی امیرو دوست داره و همش دوست داره امیر کنارش باشه.

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 14:32

روز ۲۹ فروردین ۹۲ رفته بودیم پارک زیتون . آرتمیس لثه هاش خارش داشت دستمو گاز میگرفت که متوجه شدم

.

.

.

.

دندون درآورده..... هورا.... مبارک باشه دخمل باشخصیتم.... جیگر ماما...

دندان پیش پایین سمت چپ

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:27

پختن آش دندونی در اهواز در تاریخ ۷ اردیبهشت ۹۲ صورت گرفت . آش دخملی خیلی خوشمزه شد.... دخترم آشت رو با یک هفته تاخیر پختم آخه اون هفته سرم شلوغ بود و گرفتار بودم.

انشالله دندونات به سلامتی و راحتی دربیاد.

عکس آش دندونی

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:27

ما از سفر برگشتیم

ما دیروز از سفر برگشتیم سفر خوبی بود. بچه ها عقب ماشین سرجای خودشون بدون اینکه اذیت کنن خوابیدن... هم برای رفت و هم برای برگشت. مثل دوتا دسته ی گل. من و بابایی ازشون تشکر میکنیم...جیگرن به خدا

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 17:51&nbsp توسط مامان پرستو |


برچسب: برگشتیم, نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

از وقتی اومدیم اهواز گرفتاریام خیلی زیاد شده مدتیه وب دو تا عسلم رو بروز نکردم. امتحانات خیلی خسته و عصبی و بی حوصله ام کرده . بچه ها هر دو خیلی تغییر کردن از چی بگم:... نمکتر از گذشته... هر روز عسل تر از دیروز... الان دو تا کاردستیم خوابن از فرصت اسادامه مطلب

برچسب: غیبتهای, نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

پختن آش دندونی در اهواز در تاریخ ۷ اردیبهشت ۹۲ صورت گرفت . آش دخملی خیلی خوشمزه شد.... دخترم آشت رو با یک هفته تاخیر پختم آخه اون هفته سرم شلوغ بود و گرفتار بودم.

انشالله دندونات به سلامتی و راحتی دربیاد.

عکس آش دندونی

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

وزن دخملی 20 تیرماه که 10 ماهگی آرتمیس تموم شد بردیمش پایش گفتن وزنش خیلی کمه و توی کارت بهداشتش نوشتن مراقبت ویژه به همراه یک ستاره گنده.... دیگه از اون روز بهش میگم دخمل ستاره دار... دندوناش خیلی اذیتش میکنه. بدو تولد : 2.560ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

پنجمین دندان

دندان پنجم خانم آرتمیس دو سه روزه که در آمده دخملم خیلی اذیته و شکمش شل شده همش مامانیشو گاز میگیره و آب دهانش میریزه...

+ نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ساعت 10:44&nbsp توسط مامان پرستو |


برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

فردا صبح زود یک سفر خانوادگی با خانواده بابائی به سوی همدان داریم . چون تعطیلات عید سعید فطر است چند روزی مامان و بابا سرکار نیستند از این فرصت برای تفریح استفاده میکنیم. فقط نگران هستم توی راه جوجوهام اذیت بشن و مثل سری قبل که رفتیم شهرکرد استفراغ کردن و هر دو تاشون کلی وزن کم کردن دعا میکنم که اینطور نشه آخه نی نی های من خیلی حساس و ظریفن.

امیدوارم بهمون خوش بگذره.

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

ماجراهای خواهری خواهری خیلی باهوشه و براحتی با حرکات و رفتار و زیان منظورش رو میرسونه . خیلی بانمک شده . جیگره ... هفته گذشته از اهواز کلی لباسهای رنگارنگ براش گرفتن . طلا میشه عکساشو براتون میذارم . وقتی تشنه باشه میگه بووا. &ادامه مطلب

برچسب: ماجراهای, نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

سلام به دوستان مجازی جوبی که شاید حالا دیگه فراموشمون کرده باشن دو سه سالی وبلاگ بچه ها رو بروز نکردم و چیزی ننوشتم علتاش زیاد بود که مجال گفتنش نیست... تغییرات زیادی داشتیم از جمله : امیررضا شش و نیم ساله و ارتمیس چهار ساله شده کار مامانی به تهران مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 16:36

صفحه بندی